تبليغاتX
آهوی ناتمام
شعرهای سینا به منش
 

آه

یک آهنگ بود

 

ناتمام

     مرثیه شد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 13:44  توسط سینا به منش  | 


اينقدر دروغ نگوييد

مادر آنقدر حالش بد بود
که نمی توانست با پدر دعوا کند
چادرش را سرش کند
و به خانه پدر بزرگ برود

اينقدر دروغ نگوييد
 چادر مادر که هنوز آنجا...
 و پدر بزرگ هم که سالها پيش...

حالم بد است
حالم بد است
  دروغ بگوييد...
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 16:27  توسط سینا به منش  | 

 

خواب بودم

صدای گریه می آمد

بیدار شدم

 

دفتر شعر باران باز بود

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 14:3  توسط سینا به منش  |