باور کنید این یک شعر نیست !
هنوز زنده ام ... و این برایم عجیب است
فرصت مردن هم ندارم .....
در آن روز بارانی
کمی سرعتم را کم کردم
شناختمش
جلوی پایش
لحظه ای
ایستادم
خدا
سوار شد
و فرمود :
<< مستقیم برو >>
RSS