باز باران ... (1)


باران تمام شد

حالا می توان نشست و

برای آنانکه

دیگر بهانه ای نیست

برای آمدنشان

گریست

پیله

سلام دوستان ... بعد از مدتها دوباره به دنیای وبلاگها پا گذاشتم ...

امروز آمدم و نظرات تک تک شما عزیزان را خواندم ... سپاس فراوان

با یک شعر بسیار قدیمی که زمزمه ی این روزهایم است دوباره چراغ این وبلاگ را روشن می کنم و به زودی شعرهای جدیدتر را تقدیمتان خواهم کرد

---------------------------------------------------------------


پروانه

برای پرواز رنگینش

محتاج پیله است


بگذار تنها باشم