صبح شقایقی را می بوسید وبعد لب برکه ای پاهایش در نوازش آب
بی آنکه بدانی بارها نگاهش تا افقهای دور رفت و برگشت تا مثل هر پرنده مهاجری با حلقه ای در دست به آشیانش برگردد و نغمه هایش را برای تو بخواند .
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷ ساعت 16:29 توسط سینا به منش
|
سینا به منش متولد 1348 مجموعه شعرهای چاپ شده : علاج / انتشارات آرست 1371 آهوی ناتمام / نشر آوای کلار / تابستان 1386 فعالیت در زمینه گرافیک کامپیوتری و انیمیشن سه بعدی